دلی که می نویسد

لبخند بزن....شاد باش...

دلی که می نویسد

لبخند بزن....شاد باش...

دلی که می نویسد

به نام خداوند بخشنده و.مهربان
بریم.سر اصل مطلب
اینجا که میای باید فقط بخندی و انرژی منفیتو بریزی دور
مطلب ها و متن.هایی از خودم.گذاشته میشه برای هرآنچه بهتر حال شما
پس شاد باشید و
بخندید
:)))) لبخند بزن

طبقه بندی موضوعی
۲۵
مهر

سلام بردوستان گلم

این خدانگهدار چیزی نیی همینجوری گفتم سربه سرتون بذارم خخخخخ الان بنده در دانشگاه همدان به سر میبرم که خیلی عالیه هم خوابگاهی های خوبی دارم..یکی از دوستام که تو.حسینیه دزفول باهم بودیم اونم افتاد همدان و قسمت مارو برد همدان پیش هم ...و اینکه اینقدر برادرم و بقیه سوتی میدن که هد نداره خخخخخ مثلا یکی گف بیا بریم غار بوعلی سینا خخخخخخ گفتیم چی گف خب غار بوعلی سینا مگه.نگفتین خخخخ منظورش غار علی صدر بود خخخ بعد برادرم وقتی دانشگاه دورود بودیم(اینم بگم که من و برادرم شانسی تو یه دانشگاه با یه رشته قبول شدیم و انتقالی پیدا کردیم همدان)و اینکه گف چقدر خوبه بریم شهر شزد گفتم محمد چی گفت یزد دیگه خخخ زدیم زیر خنده هممون خخخخخ

تا الان همش اینور اونور رفتم برا انتخاب واحدو ثبت.نام و از اینجور چیزا و اشناءالله هفته بعد کلاسامو میرم به امیدخدا

خیلی ممنونم از خدا که ناامیدم نکرد و جواب گریه هام و.توکلمو داد تا برم دانشگاه همدان اونم روزانه

به نظرتون زیاد نوشتم

اخه خاطرات خوبی داره برام اتفاق میفته

راستی یه سوال از دانشجو های عزیز که خوابگاه دارن

سرپرست های خوابگاهتون انرژی.منفی مسدن یا فقط سرپرست هایی که من دیدم اینجورین؟

خب تا مطلب بعد خدانگدار

علیرضا امیدیان نسب

روم:)

  • آقــــای دل نویـــــس
۲۴
مهر

سلام خدمت دوستان گلم

دیگه مر انرژی باز مطلب میذارم

الان خوابگاهم به لطف خدا و جواب دعا هایی که برام کردن

اتاق گیرم اومد همه چی همونجور که میخواستم پیش رفت

همش توکل کردم و نتیجه گرفتم

خدایا دوستت دارم

ممنون که به صدای من گوش کردی و کمکم کردی

دوستان توروخدا از خدا ناامید نشین که اگه توکل.کنین حتما کارتون درس میشه

از فردا پر ارنژی به کارم ادامه میدم به شماهم سر میزنم

  • آقــــای دل نویـــــس
۲۱
مهر

با این اهنگ مطلب رو بخونین

دریافت

الان تنها دلخوشیم شده خدا

ابن چند وقت دارم به خودم انرژی میدم

میگم که درس میشه همه چی

بعد یه مشکل جدید میاد اما میگم باز میشه

خدا چه حکمتیه که وضعم اینجور شده یه دفعه

الان به سربازی رفتن خیلی نزدیک شدم

شب تا سه بیدار بودم با خدا حرف میزدم و اشک میریختم

دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم

فکرایی که میان تو سرم و رد میشن

رفتن به دانشگاه اونم شبانش و اینکه شاید روزانه شه

و شاید بمونم شاید نمونم واینکه اگه نرم باید برم سربازی و 

این.چندماهی که داشنگاه بودم میره رو سربازی و میشه نزدیک 29 ماه خدمت

اونم بدونم عفو رهبری یعنی نه معافیت بسیج نه بابام هیچی روش تاثیر نمیذاره

خودتونم فکر کنین می بینن شرایط بدجور سخت شده برام

اما خداا چرا یه دفعه چرا ترم پیش باید سیزده نفر باشیم و ترم بعد بشیم شیش نفر که اینجوری بشه

خدایا چه حکمتی هس چه حکمتی

چرا همون ترم پیش کاری نکردی برم دانشگاه دیگه تا اینجوری نشه

اخه خدایه من چرا یاید اینجوری بشه

خوشحال میشم میگم خدایا شکرت بعد فرداش اتفاقی میفته باز غمگین میشم

اما باز به خودم امید میدم که حل میشه همه چی درس میشه

اگه نشد چی اگه رفتم سربازی چیییی اونوقت چییییی

منکه استخاره گرفتم و گفتی برو دانشگاه به جایی میرسی

اگه برم سربازی ایمانم ضعیف نمیشه

خدایا میدونم دارم ناامید میشم اما کمکم کن نشم 

کمکم کن ازت ناامید نشم 

خدایا علیرضا داره صدات میزنه

دلم.میخواد داد بزنم

فکر اینده ای که معلوم نیس

و همش فکرای ناامید کننده و خودمم که باخودم میجنگم که نه همه چی درس میشه

میشه درس میشه خدا

این دله درموندم به کمکت احتیاج داره خدا دستمو بگیر میگیری😭😭😭

ببخشید طولانی شد اما باید حرفامو یه جا خالی میکردم

این حرفا تو دلم سنگینی میکنن

بغض باز گلومو.گرفته

خستم خدا خسته

این دل هوای باتو بودنو میخواد 

برام دعاکنین

  • آقــــای دل نویـــــس
۱۹
مهر

یعنی شیطونه میگه به شیطون فوش بدم

برادرمم باهام تو یه دانشگاهه اونم هم رشته ایم

اون شهرهای یزدو شیراز و همدان روزانه قبول شده

منه بدبخت یزد و همدان شبانه قبول شدم

الان این رئیسمون شنبه میخواد بره تهران با ماشینش ببینه

میتونه مارو نگه داره اگه نتونست من و برادرمو میفرستن همدان یا یزد روزانه برام دعا.کنین خواهشن اینقدر الان نیاز دارم به دعا که.نگو

به هم ریختم کلی

اگه من نشد برم روزانه میرم سربازی اگه شد که هیچ

خدایا چرا این اتفاق افتاد چه حکمتی توشه

خیلی خیلی محتاجم به دعاتون

  • آقــــای دل نویـــــس
۱۸
مهر

واییی خدااااااااا

باروم نمیشه

فکرنکنین دیونه شدم مطمئن باشین دیونه شدم

از یه دانشگاه دره پیت فرستادنم یزد

کجاااا یزد

اگه یزد هم نشد میریم جای دیگه فقط خوشحالم که از این دانشگاه

که حتی کتابخونه هم نداره دارم میرم

دعاکنین برم یزد

من اینقدر خوشحالم که حد نداره


  • آقــــای دل نویـــــس
۱۷
مهر

تق، صدای شکستنش بود و سکوتی محض
صدای افتادنش در همان نقطه خط ادامه داشت ولی مداد دیگر ادامه نداد…
چون شکسته بود اما فقط برای چند لحظه
مداد سکوت را شکست و قد علم کرد و با کمک مدادتراش فریاد زد که من هستم و ادامه داد…
تا خود خود بی نهایت؛ زندگی ادامه دارد، با تمام شکستن هایش، گاهی دلت… گاهی غرورت… گاهی بغضت… و گاهی تمام وجودت میشکند…
اما بدان که همیشه یک مدادتراش هست که تیز کند امیدت را که تو را زیبا کند تا بایستی و بگویی که من هستم و ایستاده ام تا آخرین لحظه ی عمر، تا آخرین نفس

  • آقــــای دل نویـــــس
۱۳
مهر

گِله ها را بگذار

ناله ها را بس کن

روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی

زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را ...

فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود

تا بجنبیم تمام است تمام

تابستان را دیدی که به برهم زدن چشم گذشت....

یا همین سال جدید

بازکم مانده به عید

این شتاب عمر است ...

من و تو باورمان نیست که نیست!!

 

زندگی گاه به کام است و بس است؛

زندگی گاه به نام است و کم است؛

زندگی گاه به دام است و غم است؛

چه به کام و چه به نام و چه به دام...

زندگی معرکه همت ماست...

زندگی میگذرد ...

 

زندگی گاه به نان است و کفایت بکند؛

زندگی گاه به جان است و جفایت بکند‌؛

زندگی گاه به آن است و رهایت بکند؛

چه به نانو چه به جان و چه به آن...

زندگی صحنه بی تابی ماست...

زندگی میگذرد...

 

زندگی گاه به راز است و ملامت بدهد؛

زندگی گاه به ساز است و سلامت بدهد؛

زندگی گاه به ناز است و جهانت بدهد؛

چه به راز و چه به سازو چه به ناز...

زندگی لحظه بیداری ماست...

زندگی میگذرد...



منبع skylove.ir

  • آقــــای دل نویـــــس
۱۰
مهر

بیهوده اس درس خواندن وقتی انگیزه ای نداری


وقتی تا بادی میوزد خودت را میبازی که نمیتوانی


بیهوده اس کار کردنی که پشتش هیچ هدفی نیس


بیهوده اس عشق ورزیدن وقتی همه اش به راحتی فرو میریزدو تمام میشود


اگه میخواهی عشق بورزی اگر میخوای تا اخر پای عهدت بمانی بمان و عاشق کن و برای عشقت بجنگ


برای چیزی که دوس داری بجنگ ناامید نشو


در زندگی هزار اتفاق کوچک و بزرگ.می افتد چرا با یه اتفاق سریع ناامید میشوی و میگویی نه من. نمیتوانم


تو میتونی فقط باید بخوای


با غمو غصه و یه کنار نشستن که من نمیتونم چیزی درس نمیشود


پس ثابت قدم باش تو هر راهی که قدم برمیداری


مطمئن باش خدا باتوست

  • آقــــای دل نویـــــس
۱۰
مهر

بیهوده اس درس خواندن وقتی انگیزه ای نداری


وقتی تا بادی میوزد خودت را میبازی که نمیتوانی


بیهوده اس کار کردنی که پشتش هیچ هدفی نیس


بیهوده اس عشق ورزیدن وقتی همه اش به راحتی فرو میریزدو تمام میشود


اگه میخواهی عشق بورزی اگر میخوای تا اخر پای عهدت بمانی بمان و عاشق کن و برای عشقت بجنگ


برای چیزی که دوس داری بجنگ ناامید نشو


در زندگی هزار اتفاق کوچک و بزرگ.می افتد چرا با یه اتفاق سریع ناامید میشوی و میگویی نه من. نمیتوانم


تو میتونی فقط باید بخوای


با غمو غصه و یه کنار نشستن که من نمیتونم چیزی درس نمیشود


پس ثابت قدم باش تو هر راهی که قدم برمیداری


مطمئن باش خدا باتوست

  • آقــــای دل نویـــــس
۰۹
مهر

 گوشه ای آرام نشسته ام

با خود می گویم چرا باید به کسانی که

خوبی کرد ایم بدی ببینم

زمونه باما بدتا میکند تا جایی که باعث

مرگ ما میشود

اشک که از چشمانم می آید

صورتم را نوازش میکند و میگوید آرام باش

دنیا با همه بدتا کرده است

تنهایش گذاشتیم تنها شدیم

دل بستیم به آدم هایی که جز خودشان کسی را ندیدند

و تنهایمان گذاشتند به سادگی

خدایا تنهایمان نگذار

ای تنهاترین

تنهایمان نگذار

من به جز تو دلخوشیی ندارم  که به آن دلگرم باشم

خدایا

دستم را بگیر

  • آقــــای دل نویـــــس